شعری برای صلح


با لوله‌ی تفنگ چای را هم می‌زند

با لوله‌ی تفنگ جدول را حل می‌کند

با لوله‌ی تفنگ فکرهایش را می‌خاراند



گاهی هم

روبه روی خودش می‌نشیند

و ترکش‌های خاطره را

از مغزش بیرون می‌کشد



در جنگ‌های زیادی جنگیده است

اما حریفِ تنهایی‌اش نمی‌شود




این قرص‌های سفید

کم رنگ‌ترش کرده‌اند

آن قدر که سایه‌اش بلند می‌شود

می‌رود برایش آب می‌آورد

***

باید قبول کنیم

که هرگز

هیچ سربازی

زنده از جنگ برنگشته است

از کتاب " پذیرفتن "

دیدگاه ها:

  1. کامیار شادمان
    ۱۳۹۴/۲/۲۹ 2:34 AM

    زیبا و تاثیرگذار و عمیق...چه حسی دارد این شعر

  2. مهناز
    ۱۳۹۴/۲/۳۱ 8:50 AM

    یکی از بهترین لحظات من مرور شعرهای شماست . حس ناب شما قابل ستایشه .

  3. پانیذ
    ۱۳۹۴/۲/۳۱ 7:05 PM

    من هیچوقت از خواندن این شعر سیر نمی شم...واقعا زیباست

  4. سمانه
    ۱۳۹۴/۳/۱۵ 12:00 AM

    من همیشه شعرهای شمارو دنبال می کنم . فک می کنم شما زبان ناگفته های نسل جوان امروز هستید.

  5. امیر منوچهریان
    ۱۳۹۴/۳/۱۸ 8:10 PM

    اشعار شما در خور ستایش است با تشکر

  6. hamidrezaalizadeh
    ۱۳۹۴/۳/۲۱ 6:46 PM

    هیچ سربازی هیچ هیج

  7. لیلی
    ۱۳۹۴/۳/۲۸ 1:55 AM

    عالیست چقدر فاجعه جنگیدن یک انسان را درک کرده اید

  8. فرزانه
    ۱۳۹۴/۴/۱۴ 2:55 AM

    واقعا همه اشعارتون عالیه.. من به هرکی که دوسش دارم یکی از کتاباتونو هدیه میدم. منتظرم کارای جدیدتون هستیم

  9. مانی
    ۱۳۹۴/۴/۲۰ 5:11 PM

    بسیار زیبا بود

  10. ژیبو
    ۱۳۹۴/۸/۲۰ 10:16 AM

    " این قرص های سفید " خیلی خوب ه / اما ترکیب" ترکش های خاطره " مصنوعی هست /چرا بیشتر شعر های شما روایت سوم شخص داره

  11. ابي
    ۱۳۹۴/۹/۴ 1:28 PM

    ايده شعري " با لوله تفگ..." از خودتوه ؟!؟

  12. محمد محمودی
    ۱۳۹۴/۱۰/۲۵ 12:13 PM

    سلام به گروس عزیز شعرهای شما خیلی فرم عالی وزبان صمیمیو رو داره امیدوارم بشه روزی از محضرتون بهره مند شیم موفق باشین

  13. امیر پشننگ
    ۱۳۹۴/۱۱/۱۴ 10:44 AM

    خیلی خوب بود

  14. کیمیا
    ۱۳۹۵/۲/۱۶ 10:39 PM

    گذشت زمان است که انسان ها را به حقیقت ها میرساند و گذر زمان برای قلبی منتظر حقیقت رنج است و برای محبت زمانیست برای بال و پر گرفتن و این رنج است که گذشته را نمیشود پشت تمام حقایق به خاک سپرد برای شادی روح تمام در گذشتگان اندکی سکوت الزامیست

  15. مروج
    ۱۳۹۵/۳/۱۶ 7:54 PM

    سلام بعد از خوندن هر شعر فقط باید سکوت کرد

  16. امیر
    ۱۳۹۵/۶/۱۸ 3:43 PM

    درجنگ های زیادی جنگیده است اما حریف تنهایش نمیشود .بی نظیر. کوتاه اما یک دنیا احساس

  17. روشنک
    ۱۳۹۵/۱۰/۲۵ 10:05 PM

    بار اولی است که شعرتان را می خوانم .... زیباست ... قلبم درد گرفت و این آه لعنتی تمام نمی شود.

دیدگاه خود را بنویسید

: (الزامی)
: (محرمانه)
:
:
ارسال