سوهان اضطراب

 بعد تو آمدی

با تکه‌هایی از دیروقت، چسبیده به کفش‌هات

شب را

از چوب رختی آویزان کردی

و در حمام پنهان شدی

 

حالا صدای سابیدنِ اتفاق می‌آید

صدای شستنِ چند ساعتِ گذشته

 زیر شیرآب...

برادرم!

پنهان را نمی‌شود پنهان کرد

گلوله در گوشت حرف می‌زند

برادرم!

گیرم که دست‌گیره‌ها را برق بیندازی

جای انگشتانت از روح آن‌ها پاک نخواهد شد


  •  

صبح

از سفیدیِ دیوارها بیدار شدم

از سفیدیِ گلدان‌ها، پرده‌ها، پنجره‌ها ...

حتی در عکس‌ها هیچ‌کس پیدا نبود

دیروز، از پنج روزِ پیش پیدا نبود

وقتی ملافه را کنار زدم

پاهام پیدا نبود.

تو

تا صبح همه چیز را سابیده بودی

                                                                زمستان 1391

دیدگاه ها:

  1. وحید
    ۱۳۹۲/۳/۲۷ 12:51 PM

    واقعا زیبا ... تازه با سایت شما آشنا شدم....پیروز باشید پنهان را نمی‌شود پنهان کرد گلوله در گوشت حرف می‌زند

  2. ن
    ۱۳۹۲/۳/۲۷ 1:55 PM

    فوق العاده بود =)))))

  3. روشنک
    ۱۳۹۲/۳/۲۷ 11:53 PM

    عالی 3>

  4. حسین آهنی رود
    ۱۳۹۲/۳/۲۸ 12:15 AM

    لذت بردم

  5. الهه
    ۱۳۹۲/۳/۲۸ 2:00 AM

    عالی

  6. kiana
    ۱۳۹۲/۳/۲۸ 3:51 AM

    گیرم که دست‌گیره‌ها را برق بیندازی جای انگشتانت از روح آن‌ها پاک نخواهد شد...

  7. ارتجک
    ۱۳۹۲/۳/۲۸ 1:36 PM

    عالی. تکان دهنده البته.

  8. mahsa imani
    ۱۳۹۲/۳/۲۸ 3:53 PM

    به دل نشست....

  9. فائزه
    ۱۳۹۲/۳/۲۸ 6:45 PM

    عالی زیبا و تحسین برانگیز

  10. پرنده ی رها
    ۱۳۹۲/۳/۲۹ 7:55 PM

    ممنون...

  11. حسن سرداری
    ۱۳۹۲/۳/۳۰ 3:11 PM

    سلام/درود فراوان بر جناب گروس عبدالملکیان عزیز........خوندن شعرهای شما همیشه لذت بخشه............یا حق

  12. لحظه های فیروزه ای
    ۱۳۹۲/۳/۳۰ 5:50 PM

    بسیار عالی و سرشاز از زیبایی

  13. علی
    ۱۳۹۲/۴/۳ 12:14 PM

    درود / لذت بردم

  14. Mahi
    ۱۳۹۲/۴/۶ 11:10 AM

    mesle hamishe aliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii

  15. مهران شهبازی
    ۱۳۹۲/۴/۶ 9:41 PM

    نظیر نداری...

  16. ایمان صفری(رایکا)
    ۱۳۹۲/۴/۶ 10:27 PM

    خب زیباست اما این سوال که گروس کی میخواد از رنگهای رفته ی دنیاش دل بکنه شاید بگی که خاص زبانمه یا.... مرد دل بکن بذار دردهات پرواز کنن شاید رنسانسی دیگر و........بگذریم شعر در تو اتفاق نیست اتفاق یکبار می افتد ..... چگونه نامت را بیاورم وقتی حتی نمیتوانم برای جغرافیای دردهایت مرزی پیدا کنم ... بارها شده به ر که رسیده ام رفته ام بارها اتفاق افتاده شعرت را که خوانده ام دهانم دریایی از خون شده و موج ها که بند بند تنت را بر لبانم می اندازند ..... آه ماهی خسته من و این ابتدای شعریست تقدیم به برادرم گروس شاید در مجموعه ای که قصد چاپ دارم با احترام "رایکا.نهنگ غمگین زراسوند

  17. سیولیشه
    ۱۳۹۲/۴/۷ 9:36 AM

    سلام گروس عزیز.نشریه ادبی سیولیشه با مطالب جدید منتظر نقد و نظر شماست

  18. گلبرگ
    ۱۳۹۲/۴/۱۵ 12:34 PM

    جای انگشتان روی روح ... همین هست که دختری که برای لقمه نانی تن میفروشد فاحشه نیست چون جای انگشتان روی روح بماند یا نه مهم است تن مهم نیست اگر روح مهم بودن را تجربه کند +++++ مرسی

  19. محمدفرازی
    ۱۳۹۲/۴/۱۷ 10:10 AM

    سلام دوست عزیز.مدت ها منتظر این بودم که راهی پیدا بشه بتونیم نظراتمونو بدیم و تشکرو تقدیر از حضرتعالی که بحمدالله شد.بسیار زیبا و دلنشین بود و بقول خودم : عادت ندارم حرف هایم را بپیچانم راحت بگویم: "دوستت دارم" سربلند باشید

  20. فاطمه
    ۱۳۹۲/۴/۱۷ 10:50 AM

    آقــای گروس عزیز! من خیلی شعراتون رو دوس دارم، و وقتی هم که خودتون رو توی جلسۀ نقد و بررسی شعر فرهنگسرای ملل دیدم، فهمیدم که به شعراتون میاین :)) منم گاهی می نویسم و شعر میگم، البته هنوز کوچیکم و تازه کار! نمی دونم شما خودتون کامنتای سایتتون رو می خونین یا نه، ولی به هرحال، خوشحالم که باتون آشنا شدم!

  21. سجاد جهانشاهي
    ۱۳۹۲/۴/۱۹ 8:50 AM

    درود /شعر گروس شعر درد است. شعر ي معترض.سطرهاي گروس سطرهايي روان و تداعي گر نگرشي متفاوت به آنچه كه روي ميدهد /انگار كه رسالت فرياد تعهدي در قلم شاعر گذاشته باشد./ شعر از اينرو مخاطب را به چالش مي كشد كه از قبل در ذهنيت بالقوه مخاطب نوشته شده و شعر گروس بازنويسي ذهنيتهاي بالقوه است .ياد آوري قسمتهاي سانسور شده اجتماع /بسيار زيبا و قابل تمجيد /منتظرتان هستم

  22. آسمون
    ۱۳۹۲/۴/۱۹ 2:20 PM

    چیزی نمی تونم بگم جز اینکه: یه جور عجیب و غریب شعرات دوست داشتنی هستن برای من، گروس...

  23. fateme
    ۱۳۹۲/۴/۲۰ 3:31 AM

    Sheraton fogholadas kheyli dir bahaton ashna shodam doseton daram

  24. فاطمه
    ۱۳۹۲/۴/۲۰ 5:14 PM

    سلام آقای گروس، من هم مثل دوستام از نوشته های شما لذت می برم و براتون آرزوی موفقیت دارم

  25. دنیا
    ۱۳۹۲/۴/۲۱ 1:16 PM

    زیبا بود خصوصا اغازش. چقدر خوشحال شدم که حالا وبسایت دارید ! امیدوارم مثل وبلاگتون نباشه همیشه به روز

  26. فاطمه مستوفی
    ۱۳۹۲/۴/۲۱ 11:58 PM

    درود بر شما آفرین حرفی برای گفتن نیست فقط به هموطنم افتخار می کنم(گل)

  27. darya
    ۱۳۹۲/۴/۲۲ 4:41 PM

    استاد سلام!شعراتون فوق العاده بود...دریا موج را از ورق ورق های شما آموخت...من مدیون شمام! امیدوارم نور هرروز سخاوتمندانه بر این کلبه مجازی بتابد...

  28. darya
    ۱۳۹۲/۴/۲۴ 1:38 PM

    نیمه شب هوا گرگ و میش شد و... روسری ات را باد برد و پلکت را خواب! خورشید را چه بهانه ای ست برای کسوف وقتی شب لرزه ای ست بر تن سایه ها؟

  29. حسین
    ۱۳۹۲/۴/۲۵ 2:50 AM

    آقای عبدالملکیان شعر زیبازیبا بود . چون از اون زبان ساده که در شعر های دیگرتون بود فاصله گرفتید ممنون

  30. سعیده ثابتی رضویان
    ۱۳۹۲/۴/۲۵ 5:07 PM

    سلام بر شما. کارهایتان را همواره دوست دارم. با احترام دعوتید به خوانش و نقد غزلم در وبلاگ شاعرانه ام. ایام به کام

  31. مرجان
    ۱۳۹۲/۴/۲۶ 4:20 PM

    سلام ودرود برشما/من حدود یکسالی میشه که می نویسم ولی تنها می نویسم و بنا بر دلایلی نمیتونم به انجمن ها برم:(خواستم بپرسم اگر خودتون وبلاگ رو بر عهده دارید نوشته هام رو بفرستم براتون تا نظرتون رو بدونم/امیدوارم کمکم کنید.پس منتظر ایمیل شما هستم جناب گروس

  32. fatima
    ۱۳۹۲/۵/۶ 7:05 PM

    درود بر شما من یه دخترم اهل این سرزمین که با شما به شعر ایمان اوردم و شناختمش.......دوستون دارم رفیق تنهایی های من

  33. الهام
    ۱۳۹۲/۵/۸ 9:55 PM

    :)

  34. maryam
    ۱۳۹۲/۵/۱۷ 9:06 PM

    زنده باشیدوسلامت.. دنیابه شماافتخارمیکنه.. عالی بود..................

  35. سلبی ناز رستمی
    ۱۳۹۲/۵/۲۰ 10:24 AM

    سلام ؛ شعرهای جدیدتان هنوز هم در حال و هوای شعر های قدیمی چرخ می خورد . زیبا هستند اما جای بحث دارند . منتظر نقدی از من باشید .

  36. کاوه
    ۱۳۹۲/۵/۲۸ 5:37 PM

    فرم روایی شعر و فضای وهم آلودش فوق العاده بود

  37. جاهد
    ۱۳۹۲/۶/۳ 2:35 AM

    عالی بود...بعد مدتها یه شعر حسابی خوندم

  38. sanaz
    ۱۳۹۲/۶/۱۷ 8:18 PM

    سلام... احساس میکنم به مسائل روانشناسی خیلی علاقه دارید که البته جای خوشحالیه ، چون انسانها دوست دارند که به حالت های روانیشون به بعضی جهات توجه بشه و از همه مهمتر این که با توجه کردن به حالت های نوروتیک افراد از طرف یک شاعر یا نویسنده در مخاطبان زیادی احساس مشترک ایجاد میشه و باعث ایجاد ارتباط بین شعر و مخاطب میشه ،

  39. sogand
    ۱۳۹۲/۷/۳ 9:04 PM

    mahshar bood jenabe abdolmalekiyan...... mese hameye karatoon gerami

  40. مهسا
    ۱۳۹۲/۷/۱۵ 9:31 PM

    مرسی گروس جان! که همیشه با شعرهایت همدم و محرم من بودی! برایت آبی آرزو میکنم!

  41. منیـــژه
    ۱۳۹۲/۷/۱۶ 12:56 PM

    نوشته هاتون خیلــــــی زیباست

  42. o la la...
    ۱۳۹۲/۹/۱ 8:45 PM

    ما که نفهمیدیم چی شد!اما قشنگ بود مرسی....

  43. محسن حامد
    ۱۳۹۲/۹/۱۴ 10:08 PM

    آفرین آفرین فوق العاده بود...

  44. z.rez
    ۱۳۹۲/۹/۲۳ 8:16 PM

    دوست داشتم

  45. بهاره
    ۱۳۹۲/۱۰/۱۶ 6:45 PM

    بسیار بسیار زیبا بود.فوق العاده

  46. بهار
    ۱۳۹۲/۱۱/۱ 1:20 PM

    عالی،زیبا،فوق العاده نمیدونم چندین و چند بار این متن و خوندم اما هرچقدر بیشتر میخونم بیشتر مچذوب میشم حالا صدای سابیدن اتفاق می آید صدای شستن چند ساعت گذشته زیر شیر آب... فوق العاده است

  47. vajihe
    ۱۳۹۲/۱۱/۱۴ 3:45 PM

    aaaali bod, man shero az salhay dabirestanm ba parande penhan o rang hay rafte doya shoma fahmidam ke in ro madyone ye dost khobm! hamishe dosteton darm, mer30 ke ehsasetono ba ma sharik mishid

  48. سمیه تکر
    ۱۳۹۳/۳/۳۱ 11:09 AM

    سلام استاد خیلی زیبا بود من حدود دو سال است که کتاب شعری ورق نزدم اما حال و هوایم سریع با خواندن شعر شما عوض شد. خیلی خوشحالم. باز هم کتاب جدیدی دارید؟ شعر های شما را که میخوانم به سپید سرودن مشتاق میشوم. و به آینده شعر سپید بسیار امیدوار. موفق باشید

  49. ehsan
    ۱۳۹۳/۶/۲۰ 10:08 AM

    حتی معرکه هم براش کمه

  50. ترنم
    ۱۳۹۳/۹/۱۲ 3:06 PM

    کل وب سایتتون محشره!

  51. ل.م
    ۱۳۹۳/۹/۲۰ 2:47 PM

    عاااااااااااالی

  52. رودابه دعوتی
    ۱۳۹۳/۱۰/۲۰ 10:32 AM

    درود برشما.امروز با شعرهایتان آشنا شدم راستش حتی اسم شما را هم نشنیده بودم ولی شعر هایتان زیباست وخاص موفق باشید راه درخشانی پیش رو دارید.

  53. زهرا محمدی
    ۱۳۹۳/۱۱/۲۵ 1:03 AM

    برداشت هر کی از شعر متناسب با حال و هوای خودشه،اما این شعر با هر حال و هوایی ازش برداشت بشه ، قشنگه...قشنگ و عمیق...با هزارتا مفهوم پنهان... سبز بمونین..

  54. Morvarid
    ۱۳۹۴/۱/۲۴ 4:37 PM

    برای من که خیلی جالب بود خودت نمی دونم چه قدر بهش فکر کردی بیشتر کامنت ها یی که برات گذاشته بودن خوندم تقریحبا همه تعریف و تمجید از بزرگترین شاعران

  55. احسان کوشامهر
    ۱۳۹۴/۳/۲۰ 1:17 PM

    سلام آقای عبدالملکیان.شروع کار ملال انگیز می نماید ولی وقتی به وسط کار میرسیم مثل ماجراهای پلیسی جذاب وغافلگیر کننده میشه.بندهای به یادماندنی در شعرهست مثل پنهان را نمی شود پنهان کرد! هر چند در فضای شعر سرنخی نداده اید که چرا نمی شود؟شاید بدیهیت وجدانی این اصل را می خواهیدتأکید کنید.یک پیشنهاد دارم.کلمات بار معنایی وفرهنگی ویژه ای می توانند داشته باشندمثلأ : "اثر انگشت "خیلی بیشتر از "جای انگشت"بار معنایی مورد نظر شما را منتقل می کند.یادمان باشد شعرا هر قدر به هاله های معنایی وتناسبات فرمیک کلمات تسلط وآگاهی بیشتری داشته باشند آثار جاندارتری خلق می کنند.

  56. زیبا
    ۱۳۹۴/۹/۸ 10:55 PM

    گروس عزیز دست مریزاد عالی بود

  57. علی
    ۱۳۹۵/۱۲/۲۴ 2:42 AM

    من ک چیزی نفهمیدم😨😨😨😨

  58. دنیا
    ۱۳۹۶/۱/۲۶ 3:53 PM

    مثل همیشه زیبااا

دیدگاه خود را بنویسید

: (الزامی)
: (محرمانه)
:
:
ارسال